خبرگزاری حوزه | داریوش دالوند، تهیهکننده انیمیشن در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه انیمیشن امروز فقط یک قالب سرگرمی نیست بلکه رسانهای است برای تربیت فکری و تقویت روح امید در جامعه، اظهار کرد: اگر از من بپرسید پیام یا کارکرد اصلی انیمیشن چیست، میگویم انیمیشن بیش از هر چیز با مفهوم «آرزو» گره خورده است. چون تا آرزویی در ذهن انسان شکل نگیرد، تحقق هم معنا ندارد. آرزو در واقع موتور حرکت روح و اندیشه است و انیمیشن همان جایی است که این آرزوها جان میگیرند و تصویر میشوند. وقتی کودک یا نوجوان چیزی را در دنیای انیمیشن میبیند، در واقع دارد خودِ آرزو را لمس میکند؛ یعنی چیزی که هنوز به واقعیت نپیوسته ولی میتواند الهامبخش باشد.
وی افزود: این نگاه فقط برای کودکان نیست. انیمیشن حتی برای بزرگسالان هم معنا دارد چون بخش خیالپردازانهی ذهن را فعال نگه میدارد. اگر جامعهای بتواند در هر نسلش این بخش را زنده نگه دارد، طبیعی است که به سمت خلاقیت، امید و پویایی حرکت میکند. ضربالمثل معروفی هست که میگوید «تا آرزویی نداشته باشیم، آرزوی تحققیافتهای نخواهیم داشت»؛ این به نظرم چکیدهی فلسفهی انیمیشن است. انیمیشن، روایت امید است؛ و جامعهی بیامید، جامعهای است که انگیزهی ساختن ندارد.
دالوند درباره تولید اثر تازه خود گفت: ما در حال تولید کاری هستیم که اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، تا هفت یا هشت ماه آینده آماده نمایش است. البته هنوز زمان اکران آن مشخص نیست، چون شرایط پخش سینمایی در کشور ما به عوامل گوناگونی بستگی دارد. اما به امید خدا برای اواخر سال برنامهریزی کردهایم. همیشه در تولید انیمیشن، بخش زمانبندی یک چالش مهم است چون شما با هنر ترکیبی مواجهید که هم بُعد فنی بالایی دارد و هم نیاز به اندیشه و لطافت انسانی.
وی در پاسخ به این پرسش که بهعنوان تهیهکننده، پرداختن به موضوع خانواده در انیمیشن تا چه اندازه اهمیت دارد؟ بیان کرد: طی سالهای اخیر ژانری در دنیا شکل گرفته و بهطرز عجیبی محبوب شده است: ژانر «انیمیشن خانواده». این ژانر بر اساس یک نیاز واقعی به وجود آمد؛ نیازی که خانوادهها داشتند تا بتوانند همه در کنار هم از یک اثر لذت ببرند. یعنی انیمیشنی که هم برای کودک معنا داشته باشد و هم برای پدر و مادر، و حتی پدربزرگ و مادربزرگ. این خودش نشان میدهد چقدر پرداختن به خانواده در سینما و بهویژه در انیمیشن اهمیت دارد.
این تهیهکننده انیمیشن تأکید کرد: در گذشته بیشتر فیلمهای کودک با تمرکز بر مخاطب خردسال ساخته میشد، اما امروز شرکتهای بزرگ دنیا مثل پیکسار و دیزنی متوجه شدهاند که خانوادهها به رسانهای نیاز دارند که آنها را دور هم جمع کند. ما بارها دیدهایم که در سالن سینما، پدری شصت ساله یا مادربزرگی پا به سن گذاشته در کنار نوهاش نشسته و هر دو به یک اندازه از فیلم لذت میبرند. این نشان میدهد که انیمیشن توانسته کارکرد فرهنگی خود را فراتر از گروه سنی خاصی ایفا کند و به زبان مشترک بین نسلها تبدیل شود.
دالوند با اشاره به نمونههای موفق گفت: فیلمهایی نظیر «آپ»، «زوتوپیا» یا حتی «داستان اسباببازی» مصداقهای روشن این ژانر هستند. در ظاهر، داستانها ساده و کودکانهاند، اما در لایههای زیرین، با مفاهیم عمیقی چون عشق، فقدان، دوستی، مسئولیت و گذشت سروکار دارند. این یعنی همان خانوادهمحوری. در سینمای ایران هم خوشبختانه حرکتهایی در این مسیر آغاز شده و تجربههایی داریم که نشان داده مردم از این نوع آثار استقبال میکنند. یادم هست در اکران انیمیشن «رستم و سهراب» پیرمردی حدود هشتاد ساله را دیدم که بهتنهایی برای دیدن فیلم آمده بود و با شور و دقت تماشا میکرد. این برای من اتفاق شگفتانگیزی بود چون نشان میداد انیمیشن دیگر صرفاً رسانهی کودک نیست.
وی یکی از کارکردهای مهم انیمیشن خانوادگی را، ایجاد همزبانی میان نسلها دانست و تصریح کرد: متأسفانه در جامعه امروز، بین نسلها نوعی شکاف زبانی و فرهنگی شکل گرفته است. شوخیهایی که پدران به زبان میآورند برای فرزندان خندهدار نیست و اصطلاحاتی که جوانها به کار میبرند برای والدین غریب است. این یعنی قلاب دراماتیکی بین نسلها وجود ندارد. نتیجه این میشود که آنها کمتر همدیگر را میفهمند. اما وقتی یک خانواده انیمیشنی را با هم میبیند، بدون آنکه احساس اجبار کند، در یک جهان خیالی مشترک قدم میگذارد و از درون با هم ارتباط میگیرد.
تهیهکننده انمیشن «ناسور» افزود: شما حتی اگر به کوچکترین جزئیات گفتار نسلها نگاه کنید، تفاوت فاحشی میبینید. پدر ممکن است بگوید «بفرما» و پسرش در همان موقعیت بگوید «بشین»، یا یکی بگوید «یادش بخیر» و دیگری بگوید «حافظهم جواب نمیده». این تغییر زبان در طول زمان طبیعی است اما اگر هیچ بستری برای همزبانی وجود نداشته باشد، روانِ ارتباط خانوادگی از بین میرود. انیمیشن این فرصت را فراهم میکند که والدین و فرزندان، حتی بیآنکه متوجه باشند، زبان مشترکی برای خندیدن، ترسیدن، یاد گرفتن یا همدلی پیدا کنند.
دالوند ادامه داد: وقتی این فضای گفتگو و همزبانی ایجاد شود، طبیعی است که فاصلههای فکری هم کاهش مییابد. نسلها در نتیجهی همان دیدن و گفتوگو کردن کنار هم، نسبت به هم مهربانتر و پذیراتر میشوند. در بسیاری از کشورها از انیمیشن برای تقویت بنیان خانواده استفاده میشود. چون مردم وقت خود را برای دیدن یک اثر هنری با هم میگذرانند، نه اینکه هرکدام در اتاقی جدا به تماشای دنیای خودشان بنشینند. این همبودن، خودش نوعی درمان خاموش برای بسیاری از بحرانهای خانوادگی است.
وی به تجربه شخصی اشارهای کرد و افزود: یکی از دوستانم همیشه از نداشتن ارتباط مؤثر با فرزند نوجوانش گلایه داشت. به او پیشنهاد کردم شبی یک انیمیشن با هم تماشا کنند، حتی اگر فیلمی ساده باشد. گفتم وقتی میخواهی با بچهات وقت بگذرانی، زمانی را انتخاب کن که او دوست دارد، نه وقتی که فقط برای تو مناسب است. بعد از مدتی خودش گفت که رابطهشان عوض شده؛ گفتگو راحتتر شده، خندهها بیشتر شده و حتی اختلافها با لبخند پایان میگیرد. این یعنی معجزهی باهم دیدن، باهم شنیدن و باهم تجربه کردن.
دالوند با اشاره به جنبه اقتصادی و اجتماعی نیز گفت: در شرایطی که فشارهای اقتصادی و روانی زیاد است، یکی از آسیبهای رایج، فاصله گرفتن پدر یا مادر از خانواده است. این جدایی ظاهراً کوچک است اما از نظر اجتماعی بسیار خطرناکتر از اختلاف نسلهاست. اگر پدر یا مادر از محیط عاطفی خانواده جدا شود، آسیب روانی که به فرزند وارد میشود چند برابر است. در مدیریت بحرانها همیشه گفته میشود بزرگی بحران حاصلضرب احتمال وقوع در شدت آسیب است. ممکن است احتمال بروز اختلاف در بین والدین کمتر از اختلاف نسلها باشد، اما شدت آسیب آن بسیار بالاتر است.
وی تصریح کرد: وقتی والدین از بودن کنار فرزندان لذت ببرند، عملاً سطح تعهدشان به خانواده بیشتر میشود. انیمیشن یکی از ابزارهایی است که میتواند این لذت را افزایش دهد، چون محیطی شاد، امن و هیجانانگیز برای تعامل در اختیارشان میگذارد. در دنیای امروز که اغلب اعضای خانواده درگیر کار و فضای مجازیاند، چنین لحظههایی حکم چراغی را دارد که گرمای خانه را زنده نگه میدارد. همین لحظات کوچک میتواند ستون خانواده را محکمتر کند.
تهیهکننده انیمیشن در پایان گفت: اگر بخواهم همهی این موارد را خلاصه کنم، باید بگویم انیمیشن خانوادگی یک ابزار فرهنگی چندوجهی است. از یک سو، به خانواده فرصت گفتوگو و تجربهی مشترک میدهد؛ از سوی دیگر، امید و آرزو را در ذهن جامعه زنده نگه میدارد. ما باید این نگاه را در کشورمان تقویت کنیم، چون تجربه واقعی سینما رفتن خانوادهها، یعنی بیرون آمدن از خانه برای دیدن یک فیلم مشترک، خودش نوعی پیوند اجتماعی است. وقتی خانوادهها برای دیدن انیمیشن از خانه بیرون میروند، هم تفریح میکنند، هم ارتباط انسانی را تمرین میکنند و هم کودکانشان را در فضایی مثبت تربیت میکنند. به نظر من، این ترکیب از هنر و خانواده همان چیزی است که میتواند آینده فرهنگی ما را روشنتر کند.
انتهای پیام










نظر شما